یادداشت ها و تحلیل ها
فرصت های جدید ایران در بازارهای انرژی شبه قاره هند

مهندس مهرزاد لیموچی حلیلگر حوزه انرژی با اشاره به تحولات ژئوپلیتیکی منطقه گفت: دوران پساجنگ برای ایران فقط دوره مدیریت تبعات بحران نیست، بلکه فرصتی برای بازتعریف جایگاه کشور در بازار انرژی آسیاست؛ بازاری که در آن، شبهقاره هند و سایر اقتصادهای رو به رشد جنوب آسیا میتوانند به مقصدی برای توسعه همکاریهای انرژی ایران تبدیل شود.
مهندس مهرزاد لیموچی (مدیرمسئول فصلنامه مطالعات استراتژیک مدیریت انرژی) و تحلیلگر ارشد حوزه انرژی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس با اشاره با اشاره به تحولات ژئوپلیتیکی اخیر در منطقه و پیامدهای تجاوز اخیر محور آمریکایی صهیونی علیه جمهوری اسلامی ایران گفت:یکی از مهمترین واقعیتهایی که در جریان این بحران برای جهان آشکار شد، تداوم نقش تعیینکننده خلیج فارس در امنیت انرژی بینالمللی بود.خلیج فارس هنوز جایگزینی نداردوی افزود: طی دو دهه گذشته برخی تحلیلگران معتقد بودند که با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، افزایش تولید نفت در برخی مناطق جهان و ایجاد مسیرهای جایگزین حملونقل، اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس کاهش خواهد یافت، اما اتفاقات اخیر بار دیگر نشان داد که هنوز هیچ منطقهای در جهان قادر نیست جایگاه خلیج فارس را در تأمین انرژی اقتصاد جهانی برعهده بگیرد.این کارشناس حوزه انرژی بیان داشت: تنها انتشار اخبار مربوط به احتمال گسترش درگیریها در منطقه کافی بود تا بازارهای نفت، شرکتهای بیمه دریایی، خطوط کشتیرانی و حتی بازارهای مالی جهان دچار نوسان شوند. این موضوع نشان داد که امنیت انرژی همچنان ارتباط مستقیمی با ثبات غرب آسیا دارد و هرگونه تنش علیه جمهوری اسلامی ایران میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه ایجاد کند.
لیموچی گفت: در این میان، تنگه هرمز همچنان مهمترین نقطه راهبردی بازار جهانی انرژی محسوب میشود. این آبراه صرفاً یک مسیر دریایی نیست، بلکه قلب تپنده تجارت انرژی جهان است. بخش قابل توجهی از نفت خام، میعانات گازی و فرآوردههای انرژی که به سمت اقتصادهای آسیایی و جهانی حرکت میکنند از این مسیر عبور کرده و به همین دلیل هرگونه ناامنی در این منطقه مستقیماً بر هزینه انرژی، رشد اقتصادی و امنیت ملی بسیاری از کشورها تأثیر میگذارد.
وی افزود: تاکنون نگاه به تنگه هرمز صرفاً تدافعی و ناظر به جایگاه ژئوپلیتیکی کشور بوده است، در حالی که تحولات اخیر نشان داد ایران علاوه بر آن که یک قدرت تولیدکننده انرژی است، یک بازیگر تعیینکننده در معماری امنیت انرژی آسیا نیز محسوب میشود. بنابراین دوران پساجنگ باید زمان بهرهبرداری هوشمندانه از این ظرفیت راهبردی باشد.این تحلیلگر ارشد حوزه انرژی بیان داشت: طبیعی است که چین همچنان یکی از مهمترین شرکای انرژی ایران باقی خواهد ماند و جایگاه ویژهای در راهبرد انرژی کشور دارد، اما در کنار این بازار بزرگ، توجه به ظرفیتهای جدید در جنوب آسیا نیز میتواند به تنوعبخشی بازارهای صادراتی و کاهش ریسکهای تجاری ایران کمک کند.فرصت های جدید ایران در بازار انرژی شبه قاره هندوی افزود: اگر به روندهای بلندمدت بازار جهانی انرژی نگاه کنیم، مشاهده میشود که بخش مهمی از رشد تقاضای آینده در آسیا شکل خواهد گرفت. افزایش جمعیت، توسعه شهرنشینی، رشد صنایع و افزایش سطح رفاه در کشورهای آسیایی موجب شده این قاره به مهمترین موتور مصرف انرژی جهان تبدیل شود. در این میان، شبهقاره هند از اهمیت ویژهای برخوردار است. زمانی که از شبهقاره هند صحبت میکنیم، منظور صرفاً کشور هند نیست، بلکه مجموعهای از اقتصادهای رو به رشد شامل هند، پاکستان، بنگلادش، سریلانکا، نپال، بوتان و مالدیو را در نظر داریم که در مجموع یکی از بزرگترین کانونهای جمعیتی و اقتصادی جهان را تشکیل میدهند.
لیموچی ادامه داد: تفاوت مهم این منطقه با بسیاری از بازارهای دیگر آن است که نیازهای انرژی در آن بسیار متنوع است. هند به نفت خام و خوراک پالایشی نیاز دارد، بنگلادش با رشد مصرف گاز و برق روبهروست، پاکستان با چالش کمبود انرژی مواجه است و برخی از کشورهای این منطقه نیز به دنبال توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی و انتقال انرژی هستند. همین تنوع نیازها، فرصتهای گستردهای را برای همکاری با ایران ایجاد میکند.
فرصت ایران فراتر از فروش نفت خام این تحلیلگر ارشد حوزه انرژی تصریح کرد: یکی از خطاهای رایج در تحلیل بازار شبه قاره هند آن است که تصور میشود فرصت ایران صرفاً در فروش نفت خام خلاصه میشود، در حالی که ساختار آینده بازار انرژی آسیا بر پایه زنجیره ارزش شکل خواهد گرفت و کشورهایی موفق خواهند بود که علاوه بر صادرات نفت، در حوزه فرآوردههای نفتی، پتروشیمی، خدمات فنی و مهندسی، زیرساختهای انرژی و سرمایهگذاریهای مشترک نیز حضور داشته باشند.مهرزاد لیمـوچی تصریح کرد: از ظرفیتهای مغفول مانده در روابط ایران و شبهقاره، توسعه همکاریهای پالایشی است. بسیاری از کشورهای منطقه در حال توسعه ظرفیت پالایشی خود هستند و ایران میتواند علاوه بر فروش نفت، در زنجیره پالایش و توزیع فرآوردهها نیز مشارکت کند. این رویکرد علاوه بر افزایش درآمد، وابستگی متقابل اقتصادی ایجاد کرده و از منظر ژئوپلیتیکی نیز ارزشمند است.وی در ادامه با اشاره به پاکستان گفت: اگرچه بخش مهمی از توجهات بر بازار هند متمرکز است، اما پاکستان نیز از منظر انرژی اهمیت فراوانی دارد. کمبود مزمن انرژی، رشد جمعیت و نیاز به توسعه زیرساختها باعث شده اسلامآباد در سالهای آینده به یکی از بازارهای مهم انرژی منطقه تبدیل شود. همکاری در حوزه برق، گاز، فرآوردههای نفتی و پروژههای ترانزیتی میتواند بخشی از راهبرد منطقهای ایران باشد. بنگلادش نیز نمونه دیگری از فرصتهای جدید برای ایران است. این کشور با رشد صنعتی قابل توجه و توسعه صنایع نساجی و صادراتی، نیاز فزایندهای به برق، سوخت و خوراک صنعتی دارد. بسیاری از شرکتهای انرژی در جهان امروز بنگلادش را یکی از بازارهای آینده آسیا میدانند و ایران نباید از این ظرفیت غفلت کند.
این تحلیگر ارشد انرژی در ادامه به نقش سریلانکا اشاره کرد و گفت: اهمیت سریلانکا بیش از آن که ناشی از اندازه اقتصاد آن باشد، به موقعیت جغرافیایی این کشور بازمیگردد. سریلانکا در مرکز مسیرهای دریایی اقیانوس هند قرار گرفته و میتواند به یک هاب لجستیکی برای تجارت انرژی تبدیل شود. در واقع باید به سریلانکا نه به عنوان یک بازار مصرف، بلکه به عنوان یک سکوی راهبردی برای دسترسی به کل شبهقاره نگاه کرد.وی گفت: اهمیت ویژه سریلانکا آنجا مشخص می شود که در آینده نزدیک رقابت اصلی میان صادرکنندگان انرژی صرفاً بر سر تولید بیشتر نخواهد بود، بلکه بر سر کنترل گرههای لجستیکی و زنجیرههای توزیع شکل خواهد گرفت. هر کشوری که بتواند در بنادر کلیدی اقیانوس هند حضور مؤثرتری داشته باشد، سهم بیشتری از تجارت انرژی آسیا را در اختیار خواهد گرفت.وی افزود: از این منظر، همکاری همزمان میان چابهار، بنادر جنوبی ایران و مراکز دریایی سریلانکا میتواند بخشی از یک راهبرد بزرگتر برای گسترش نفوذ اقتصادی ایران در اقیانوس هند باشد. این همکاریها باید از سطح مبادلات تجاری فراتر رفته و به سمت ایجاد زیرساختهای مشترک ذخیرهسازی، سوخترسانی و تجارت فرآوردههای انرژی حرکت کند.
لیموچی بیان داشت: در کنار زیرساختهای فیزیکی، باید به زیرساختهای مالی نیز توجه داشت. استفاده از ارزهای محلی، سازوکارهای مالی منطقهای و توافقات دوجانبه میتواند انعطافپذیری بیشتری در تجارت انرژی ایجاد کند و وابستگی به سازوکارهای سنتی بینالمللی را کاهش دهد.وی گفت: مهمترین مسئله امروز برای ایران صرفا افزایش حجم صادرات نیست، بلکه افزایش کیفیت حضور در بازارهای انرژی آسیا است. اگر تهران بتواند همزمان جایگاه خود را در بازارهای سنتی حفظ کند و در کنار آن حضور مؤثرتری در بازارهای نوظهور جنوب آسیا داشته باشد، فرصتهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی قابل توجهی در اختیار کشور قرار خواهد گرفت. آینده رقابت انرژی در آسیا صرفاً رقابت بر سر فروش نفت نیست، بلکه رقابت بر سر شکلدهی به زنجیرههای تأمین، مسیرهای لجستیکی و شراکتهای راهبردی است و ایران این ظرفیت را دارد که یکی از بازیگران اصلی این معادله باشد.


